تاریخچه ی موتور های جستجوگر

تاریخچه موتورهای جستجو

اگر با شنیدن اسم موتور جستجو­گر فقط اسم گوگل به ذهنتان می­‌رسد با این شروع می­‌کنیم که موتور جستجوگر چیست؟ پشت هر مقصد آنلاینی، چه سایت و شبکه و برنامه، یک موتور جست­جو کننده وجود دارد که نیروی رانش و راهنمای اطلاعاتی محسوب می­شود که نهایتاً قصد رساندن کاربر به نیازش را دارند.

قبل از اینکه شبکه (the web) ساخته شود، در دهه­‌ی 60 میلادی برای حفاظت از اطلاعات، سیستمی با نام SMART در فضای دانشگاهی شکل گرفته ­بود. زیرساخت­‌های این سیستم همان زیرساخت­‌هایی بودند که در موتورهای جستجو­گر پی گرفته شدند: وابستگی­ میان اطلاعات، بازخوردها و دیگر معیارها.

تا سال 1993 بسیاری از سایت­های موجود مختص دانشگاه­‌ها و فضاهای آکادمیک بودند. اما حتی قبل از آن که بسیاری از سایت­‌ها ساخته شوند، اولین موتور جستجوگر توسط یکی از دانشجویان ساخته شد. این موتور برای برطرف کردن مشکل پراکندگی اطلاعات در سیستم و به هدف بازیابی پرونده­‌ها به وجود آمد. اولین موتور جستجو در سال 1990 در دانشگاه مک­ گیل در مونترال ساخته شد. اسم در نظر گرفته شده برای این موتور آرشیو (Archives) بود اما به اختصار Archie نام گرفت. این موتور برای جستجو بین سایت­ هایی ساخته شده بود که اطلاعات قابل دانلود دارند تا از آن اطلاعات یک بایگانی درست کند. اما به دلیل ظرفیت محدود این موتور فقط امکان استفاده از لیست نام سایت­­ ها مهیا بود. همین لیست تقریباً هر ماه بروز می­­‌شد. قبل از اینکه Archie ساخته شود، تنها راه مطمئن شدن از وجود داشتن یا نداشتن یک سند، این بود که مستقیماً از صاحب پرونده پرسیده شود و او از طریق ایمیل به طرف مقابل بگوید کجا اطلاعات را پیدا کند.

تاریخچه اشتراک فایل در شبکه

Veronica که دارای قابلیت سرچ بین عناوین و اسم پرونده­‌ها بود در سال 1993 ساخته شد. از این موتور هم مثل Archie به عنوان نیاکان همه­‌ی موتورها یاد می­‌شود. این اسم مخففی از چند اسم بود که معنی لغوی آنها به خلاصه می­‌شود: جونده­‌ی بایگانی بسیار راحت.

در همین زمان است که شبکه­‌ی جهانی یا همان www ساخته می‌­شود:1993. خود ماهیت شبکه امکان دسترسی کاربران به مجموعه­‌ای از اطلاعاتی را می­‌دهد که توسط ابرمتن­‌ها به هم وصل هستند. در واقع این ابرمتن­‌ها هستند که به کاربران اجازه می­‌دهند تا کلمه یا عبارتی از یک متن را انتخاب و جست­جو کنند تا به سندهای دیگری که اطلاعات بیشتری علاوه بر آن کلمه یا عبارت دارند دسترسی پیدا کنند.

در این زمان هیچ موتوری برای جستجو در شبکه­‌ی وب (the web) ساخته نشده بود، اما هر آنچه که ساخته می­‌شد باید از پس سه کار بر می­‌آمد: گشتن میان محتواها، ساختن فهرستی از آنها و در آخر داشتن قابلیت جستجو میان آنها.

موتور جستجوگر هم برای پاسخ­گویی به این نیازها از سه بخش اصلی تشکیل شده است:

  • • spider یا عنکبوت، که همانطور که از اسمش برمی­‌آید وظیفه­‌ی گشتن بین صفحات و شکل‌دهی و مرتبط کردن تارها یا لینک­ های مورد نظر را به عهده دارد. در واقع هر صفحه را به صفحه­‎های دیگر مرتبط می­‌کند، صفحه­‌ی کنونی را رها کرده و به دنبال صفحه­‌ی بعدی می­رود. این عنکبوت از هر نقطه­ای می­‌تواند برای ساخت شبکه استفاده کند. در این اعمال، رفت ­و­آمد عنکبوت توسط خزنده یا crawler اداره و راهنمایی می­‌شود.

  • • فهرست ساز: که اطلاعات را دسته‌­بندی و بایگانی­ می­‌کند. شما وقتی سرچی انجام می­‌دهید، این سرچ نه به منظور گشتن در شبکه ی اینترنت، بلکه گشتن در بایگانی است. اطلاعاتی که پس از سرچ کسب می­‌کنید در واقع از بایگانی در اختیار شما قرار گرفته­‌اند.

  • • سیستم رتبه­ بندی: یافته­‌ها بر اساس میزان درگیری و همسان بودن طبقه­ بندی می­‌شوند: از مرتبط ترین یا غیر­مرتبط ترین.

بهینه­ سازی موتور جستجوگر (SEO / سئو)

اولین بهینه ­سازی موتورهای جستجو (روایت یا تاریخ مدون معلوم نیست) به این شکل شروع می‌­شود که مدیر یکی از سایت­ ها خواستار این بود که سایتش به جای صفحه­‌ی چهارم سرچ، در رتبه­‌ی اول صفحه­‌ی اول نمایان شود. در نتیجه باید شگردهایی را به کار می­‌برد تا فاکتورهای موردنظر موتور تأمین شود و سایت را در مرتبه­‌ی بالاتر قرار دهد. او برای انجام این شگردها باید متخصصان را استخدام می­‌کرد. اما نهایتاً این مسئله امروزه به جایی رسیده که همه می­‌توانند قوانین موتور را به نحوی تنظیم کنند که به نفع خودشان باشد. برای عنوان بهینه­ سازی موتور جستجو کلمه­‌های گوناگونی پیشنهاد شده بود. در واقع به این دلیل بود که سئو ابتدا موتور جستجوگر را بهینه­ سازی نمی­‌کرد، بلکه در بهینه­ سازی حضور سایت­ ها کوشش می­‌کرد.

در ابتدا برای اینکه سئو بتواند عمل کند، بایستی صفحات سایت تمام نکات لازم درج اطلاعات را رعایت می­کردند تا شرایط برای آمدن خزنده­ ها مهیا باشد و صفحات آنها مورد بررسی قرار گیرد. استفاده از تگ­ ها و کلمات کلیدی برای نمایان شدن در مرتبه­‌ی بالا کمک کننده بود. برای زمین زدن رقیبی که 50 بار کلمه­ ی کلیدی را استفاده می­‌کرد کافی بود 100 بار آن را تکرار کرد. این تمرین امروزه هجو و هرز (spamming) نامیده می­‌شود.

سال 1994 یاهو توسط دانشجویان دانشگاه استنفورد ساخته شد که در اصل لیستی از صفحه‌­های محبوب و ذخیره شده­‌ی اینترنت بود. مدیران وب بایستی سایت خود را در یاهو ثبت می‌­کردند تا کاربران دیگر هنگام سرچ سایت آنها را ببینند.

سال 1996 دو دانشجوی دانشگاه استنفورد موتور جستجوگر backrub را ایجاد کردند که نهایتاً اسم google را به خود گرفت و به گوگل امروزی منجر شد.

اما سال 2000 یاهو یکی از بدترین استراتژی ­های کاری ممکن را پیش گرفت: ترجیح داد گوگل منبع اطلاعاتی­ اش را تأمین کند. تا پیش از این گوگل نه تنها معروف نبود بلکه کمتر کسی آن را می­‌شناخت. طی این تصمیم تمام نتایج به دست­‌آمده با یاهو با یک جمله همراهی می­‌شدند: «طراحی شده توسط گوگل». در نتیجه گوگل کم کم اسم شناخته شده­‌ای شد.

به صورت پیش فرض اولیه، موتورها سایت­ ها را بر اساس محتوای صفحه و اسم دامنه رتبه­ بندی می­‌کردند اما خزنده­ی گوگل هم فاکتورهای داخلی و هم خارجی را برای این کار در نظر می­‌گرفت. مهم­ترین فاکتور گوگل لینک­ بود. تعداد لینک­ ها برای گوگل اهمیتی نداشت اما محبوبیت و اعتبار سایت­ های لینک دهنده و مربوط بودن محتوای سایت­ های لینک شده مهم بود. در واقع کیفیت لینک ایجاد شده معیار اصلی به حساب می­‌آمد.

سال 2000 گوگل یک منوی toolbar یا نوار ابزار برای مرورگر internet explorer (که در سال 1995 ساخته شده بود) تعبیه کرد تا صاحبان وب از رتبه­‌ی صفحه­‌ی خود که عددی بین 1 تا 10 بود آگاه باشند. به همین دلیل شهرت خود را کم کم کسب کرد و وجهه­‌ی کارآمدی از خود نشان داد.

اولین سرور موتور جستجو گوگل

در سال­‌های بعد با مطرح شدن رقابت بیشتر بین موتورهایی که حتی گاهی با هم همکاری می­‌کردند تا حریف گوگل شوند، بازار بین bing و یاهو و گوگل در حال چرخش بود. اما در همان دهه، یکی از عوامل درآمدزا که کسی متوجه‌شان نبود شبکه­ های اجتماعی بودند. گوگل متوجه شد هر مبحثی که در شبکه­ های اجتماعی بیشتر مطرح شود قاعدتاً سرچ بیشتری را شامل می‌­شود.

این قضیه از دهه­‌ی اول قرن 21 شروع شد و تا هم اکنون که اعتبار زیادی نصیب شبکه­ های اجتماعی و مجازی شده است، گوگل نقش کلیدی در مطرح ­سازی و بلوغ آنها و همچنین ارتقاء و تعالی خود بازی کرده است.

گلرو
علی آبادی

توی هدف­ نویسی­‌های 15سالگیم نوشته بودم می­خوام تا 21 سالگی یه کتاب چاپ کرده باشم. احتمالا چون فکر می­‌کردم 21 دیگه خیلی سن زیادیه. الان 23 سالمه و سر و کارم هنوز با مقاله­‌هاست، ولی خب میشه امیدوار بود و باید. الان هم دارم تمرین میکنم براش.

گلرو علی آبادی زاده
نظرتون چیه؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *