عنوان توسط 80 درصد افراد خوانده می شود و بقیه محتوا توسط 20 درصد!

عنوان محتوا

عنوان تصویری کلی از کل محتوا می‌­دهد. عنوان اصلی برای جلب مخاطبی که نیازی حیاتی به اطلاعات موجود در متن ندارد باید گیرا و مفهوم باشد. اما حتی مخاطبی که مجبور به خواندن متن است می­‌تواند به وسیله­‌ی عنوان امیدوار باشد که در آن مطلب اطلاعات مفیدی به دست می­‌آورد.

قانونی با نام “زیر عنوان”

زیر عنوان‌ها نسبت به عناوین اصلی در جایگاه پایین­‌تری قرار دارند. آنها علاوه بر اینکه متن را به بخش­‌های کوچک­تر تقسیم می­‌کنند و خواندن متن را ساده‌­تر می­‌سازند، خواننده­ را راهنمایی می­‌کنند که در کدام بخش از متن می‌­تواند پاسخی نزدیک­‌تر به سوال مورد نظر دریافت کند.

آیا به این مقدار از تنوع فونت در جهان نیاز است؟

نوع فونت انتخابی برای متنی که نسبتاً طولانی است و توجه خواننده را برای ادامه‌­­ی مطالعه می­‌طلبد مهم است. ساختار بصری فونت‌هاست که آنها را متفاوت می­‌سازد و این تنوع قطعاً به دلیلی منطقی وجود دارد. کنار هم قرارگیری مجموعه‌­ای از کلمات با یک فونت، با مجموعه­‌ای با فونت دیگر فرق دارد. انتخاب این فرم بصری از کاربرد متن نشأت می­‌گیرد. متن‌­هایی که برای خوانندگان بزرگسال نوشته می‌­شوند با متن­‌های مناسب کودکان متفاوت‌اند. علاوه ­بر این، خوانایی متن برای هر مخاطبی منحصرا باید در نظر گرفته شود. طبیعتاً فونتی که مناسب یک عبارت در یک فضای مخصوص است مثل فرم‌­های گرافیکی یا فونت­‌های الهام گرفته از خطوط اسلامی، برای یک متن روان دوران معاصر نه تنها درخور نیست بلکه رقبت خواننده را برای دنبال کردن متن پس از مدتی از بین می‌­برد.

سایز نوشته اگر بیش از حد کوچک باشد، بیشتر دقت و انرژی خواننده صرف دنبال کردن و تشخیص کلمات از هم می‌­شود. همچنین اگر بیش از حد هم بزرگ باشد، خواننده با حجم وسیعی از اطلاعات روبه­‌رو می‌­شود که به نظر حوصله­­‌سر­بر می­‌آید.

تمرکز بر اصل تولید و ساختن

در تولید محتوا با تولید مواجه هستیم؛ پس مطلبی که قرار است خروجی در نظر گرفته شود باید متنی ساخته شده باشد. ترجمه و گردآوری مطالب با تولید یکی نیست. البته باید این نکته را در نظر بگیریم که در جهان امروز هیچ ایده­‌ای ناب و یگانه نیست و در جایی از جهان به آن پرداخت شده و آن را تکراری کرده. نهایتاً بسیاری از محتواها گردآوری مطالب هستند تا تولید محتوایی که پیش از این وجود نداشته است. اما اینجا نقش فرد نویسنده تعیین کننده­‌ی اعتبار متن است. او هرگونه مطالب موجود را از فیلتر ذهن و تفکر خود رد می­‌کند و سپس از آنها کلمات می­‌سازد تا تبدیل به متن شوند.

متن برای چه کسی نوشته می‌­شود؟

اینکه هر نویسنده با مخاطب خود آشنا باشد و در وهله‌­ی اول بداند چه کسانی نوشته‌اش را می‌­خوانند، به محتوا­ی او شخصیت بیشتری می­‌دهد و در عین حال به نفع مخاطبان عمل می­‌کند. مخاطبان حرف‌ه­ای با مفاهیم پیچیده و کلمات تخصصی حرفه­‌شان آشنا هستند و بیشتر از چیزی انتظار دارند که یک مخاطب عام از آن موضوع نیاز دارد. در حالی که مخاطب عام دریافتی از اطلاعات تخصصی با کلمات غیر آشنا ندارد. محیط انتشار، سطح توقع مخاطبان و سن مخاطبان عوامل مهمی در شکل­‌گیری گفتار هستند.

مخاطب محتوا

پاسخ­گویی به سوال یا نیاز مخاطب

هر محتوایی برای شفاف­‌سازی مطلبی که مورد سوال است تولید می­‌شود. خواننده باید پاسخ سوال خود را در متن پیدا کند، یا حداقل به سوی پاسخ راهنمایی شود، یا ذهنش باز شود تا جهات دیگر مسئله­‌ی خود را هم ببیند. مطلب اگر مفید و کارآمد نیست، بود و نبودش فرقی ندارد.

نگارش و دستور زبان، مسئله‌ای که هر محصلی می­‌تواند از آن ایراد بگیرد!

دانستن دستور زبانی که نویسنده مشغول به نوشتن در آن است اهمیت زیادی دارد. همه­‌ی ما در دوران تحصیل با این قواعد آشنا شده­‌ایم و بنابر زبان مورد استفاده مجبور به رعایت آن هستیم. طبیعتاً خواننده­‌ی متنی که اشتباهات دستوری داشته باشد نه به نویسنده و نه به متن اعتماد نخواهد کرد. خیلی از اشتباهات دستوری، متن را طور دیگری منتقل می­‌کنند و باعث برداشت اشتباه، نه در بطن مفهوم بلکه در لایه­‌ی بیرونی متن می­‌شوند. استفاده‌ی به موقع از علائم نگارشی در درست خواندن مطلب توسط خواننده نقش مهمی دارد. اما در استفاده­‌ی آنها نباید زیاده روی کرد؛ خواننده­‌ی عمومی بر اساس دانسته­‌ها و تجاربش در خواندن متن می­‌تواند مکث­‌ها و اتصال­‌ها را در نظر بگیرد. به طور مثال استفاده­‌ی بیش از حد از ویرگول نوشته را منقطع می­‌کند و به خواندن روان و یکپارچه­‌ی خواننده لطمه می­‌زند.

کلمات و عبارات کلیدی طلایی!

برای هر محتوا با هر کارکرد و هدفی، خواه ناخواه مجموعه­‌ای از کلمات کلیدی تعریف می‌­شود. با توجه به گستردگی معنا و حجم مطلب، این کلمات کلیدی می­‌توانند تعداد بیشتر یا کمتری داشته باشند. اهمیت ثبت و مشخص کردن کلمات کلیدی در انواعی از محتواها، به این دلیل است که آن متن قرار است علی­رغم بودن بین حجم وسیعی از متون در دسترس قرار گیرد. روش دسترسی به این مطالب هم از طریق کلمات کلیدی آنها است.

لحن و بیان جذاب یا مدافع!

لحن و بیان نویسنده یا به اصطلاح قلم او باید متناسب با محتوا و همچنین سطح خوانندگان باشد. یک متن ثقیل فارسی برای یک هدف خاص و در یک محیط مشخص متناسب است اما برای یک نوشته­‌ی همگانی با موضوعی عمومی مناسب نیست. همانطورکه متن محاوره­ یا حتی متن روان درخور یک موضوع ادبی سنگین نیست.

محتوای ناقص

فلسفه تولید محتوای ناقص از کجا می‌آید؟

محتوا می‌­تواند در عین جامع بودن، جایی برای سوال و ادامه‌ی مطالعه باز گذارد. این به این معنی نیست که متن ناقص و ناتمام باشد “البته که هیچ متنی کامل نیست” اما مطلبی که جرقه‌­هایی در ذهن مخاطب ایجاد کند، او را به ادامه مطالعه درباره­‌ی موضوع مشتاق می­‌کند. با این کار جایی برای مخاطب در نظر گرفته می­‌شود و او می‌­تواند متن را در خود پردازش کند و اطلاعاتش را مورد قضاوت قرار دهد.

خوشامدگویی و بدرقه

شاکله­‌ی هر متن از سه بخش تشکیل می­‌شود که مقدمه، متن اصلی و جمع بندی نام دارند. این تقسیم‌­بندی می­‌تواند کاملاً بصری و تفکیک شده باشد، یا می‌­تواند بر حسب مفهوم و محتوا یا لحن متن تعیین شود. مقدمه بخش ابتدایی متن است که با بیان مختصر مفاهیم اصلی، پیش­فرضی کلی از متن می­‌دهد. این مقدمه می­‌تواند کلیدها و راهنمایی­‌هایی از آنچه که خواننده قرار است در متن بخواند به او بدهد. در این بخش، مفاهیم تخصصی و پیچیده مطرح نمی­‌شود، زبان ساده­‌تر و دعوت­‌کننده است. بخش اصلی حاوی تمام اطلاعات بنیادین و تخصصی محتوا است که به آن بدنه اصلی نیز گفته می‌شود. جمع­‌بندی ذهن خواننده را برای پایان نوشته آماده می­‌کند و خلاصه­‌ای مختصر از آنچه که گفته شد بیان می‌­کند. بسته به نوع محتوای متن، اگر نتیجه­‌گیری­‌ای شکل گرفته بود در جمع­‌بندی بیان می­‌شود.

منبع موثق، مهر تاییدی بر محتوا!

در دوران معاصر در فضای مجازی و اینترنت با حجم وسیعی از اطلاعات روبه‌­رو هستیم که همیشه از موثق بودن آنها نمی‌­توانیم مطمئن باشیم. متأسفانه بسیاری از منابع فارسی تا پیش از ترجمه، توسط افرادی غیرمتخصص نوشته می­‌شدند، یا اینکه، امکان ویرایش یک متن برای هر فرد غیر متخصصی وجود داشت. در نهایت باید این نکته در نظر گرفته شود که نویسنده در مقام یک انتشار دهنده، محتوایی را منتشر می­‌کند که تعداد نامعلومی خواننده دارد و آنها با این فرض محتوا را مطالعه می­‌کنند که با یک متن معتبر و قابل اعتماد رو­به‌­رو هستند. این رسالت یک نوشته است که مطلب مفید و درستی به خواننده­‌اش منتقل کند.

گلرو
علی آبادی

توی هدف­ نویسی­‌های 15سالگیم نوشته بودم می­خوام تا 21 سالگی یه کتاب چاپ کرده باشم. احتمالا چون فکر می­‌کردم 21 دیگه خیلی سن زیادیه. الان 23 سالمه و سر و کارم هنوز با مقاله­‌هاست، ولی خب میشه امیدوار بود و باید. الان هم دارم تمرین میکنم براش.

گلرو علی آبادی زاده
نظرتون چیه؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *